محمد سعيد جانب اللهى
214
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
درمان با امعا و احشاى خزندگان سردرد : در ايلام پوست مار به پشت چشم مىمالند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 262 ) . درد چشم : خراسانىها معتقدند اگر دم مار به چشم خود بكشند ، هرگز به درد چشم مبتلا نمىشوند ( شكورزاده : 248 ) . در زنجان پوست مار را سوزانده مقدارى از خاكستر و دود آن را بر چشم مىكشند ( سپهرفر و ديگران : 243 ) . لكه صورت : در صورت زن بعد از زايمان به وجود مىآيد ، در هزاوه با تخم مار درمان مىكنند ( ضيغمى : 173 ) . خنازير : در ميبد مارى كه چغور « 1 » ( گنجشك ) يا موش خورده مىكشند و چغور يا موش را از شكم مار بيرون مىآورند و خشك مىكنند ، بعد آن را مىكوبند و مىسابند و پودر آن را روى زخم خنازير مىريزند ( جانب اللهى ، 1390 : 403 ) . گوشدرد : در خراسان تخم لاكپشت را در پشت كاسهء سفالينى مىسابند و با شير يا آب مخلوط مىكنند و در گوش مىريزند ( شكورزاده : 251 ) . ريزش مو : در خراسان روغن مار ( همان : 270 ) و در سنگسر پيه مار را با حنا براى تقويت موى سر به كار مىبرند . بايد دقت كنند كه پيه وارد چشم نشود كه در آن صورت چشم دچار لرزش دائمى خواهد شد ( اعظمى : 57 ) . كچلى : در اردبيل استخوان مار و ماهى را سوزانده خاكسترش را با كره مخلوط مىكنند و روى موضع درد مىمالند ( وجدانىفر و ديگران : 304 ) . كمردرد و پادرد : در كنگان ( بوشهر ) روغن لاكپشت در محل درد مىمالند ( شمس الدينى و رستمى : 145 ) . در رى براى درمان پادرد روغن مار به محل درد مىمالند ( جانب اللهى و سليمى مؤيد ، 1374 : 35 ) . سياهسرفه : در شوش براى درمان سياهسرفه آب در لاك لاكپشت ريخته به بيمار مىدهند ، در روستاى رداده اين شهر كه لرنشين است ، خايهء لاكپشت به مريض مىدهند ( ترابزاده و ديگران : 145 ) . زگيل : در روستاى گاوان آهنگر ( قائمشهر ) پوست مار روى موضع مىمالند ( حسنى و ديگران ، 1382 : 245 ) .
--> ( 1 ) . c ? oyur